نقش" دیگری " در هویت بخشی
نظریه ی " ارنستو لاکلائو " و "شنتال موفه" ریشه در دو سنت نظری ساختار گرا یعنی مارکسیسم و زبان شناسی دارد ؛ زبان شناسی سوسوری ، نظریه ی معنایی و مارکسیسم ، مبنای اندیشه ی اجتماعی این نظریه می باشد . جامعه شناسي پست ماركسيسم در ميان آثاري جاي دارد كه از منظري جامعه شناسانه به بررسي مقولات تجربي و نظري مي پردازند . مفهوم "ايدئولوژى " كه در ماركسيسم كاربرد وسيعى دارد، در نظريۀ لاکلائو و موفه جای خود را به مفهموم " گفتمان " می دهد . این نظریه ، قابلیت فوق العاده ای در تبیین پدیده های اجتماعی و سیاسی دارد . این قابلیت در سایه ی بکارگیری مفاهیمی چون " مفصل بندی " بدست می آید . مفصلبندی، کنشی است که میان عناصر مختلف مانند مفاهیم، نمادها، اعمال و... چنان رابطه ای ایجاد می کند که هویت اولیۀ آنها دگرگون شده، هویتی جدید می یابند. از این رو هویت یک گفتمان، در اثر رابطه ای که از طریق عمل مفصل بندی میان عناصر گوناگون به وجود می آید شکل می گیرد. در حقیقت گفتمان ها، «مفصل بندی های هژمونیک» هستند که در عرصۀ اجتماعی از تصور به عینیت تبدیل شده اند. به اعتقاد لاکلائو و موفه، هیچ چیز بنیادینی همانند مارکسیسم وجود ندارد که به بقیۀ پدیده ها معنا و هویت ببخشد. هویت هر چیز، صرفاً در شبکۀ هویت های دیگری که با هم مفصل بندی شده اند به دست می آید. شکل گیری هویت علاوه بر آنچه ذکر شد، به وجود «غیر» نیز وابسته است. از نظر لاکلائو و موفه، گفتمان ها تنها دریچۀ شناخت انسان به سوی جهان اند. این دو اندیشمند سیاسی با زیرکی از مثال "تور ماهیگیری" سوسور بهره برده و از آن گذر کردند. سوسور در عین اختیاری بودن ارتباط دال و مدلول ، به ثبات این رابطه اعتقاد داشت لکن لاکلائو و موفه متاثر از نگاه پسا ساختارگرایان نگاهی متفاوت از او داشتند .