پدیده شئ وارگی از کتاب تاریخ و آگاهی طبقاتی اثر جورج لوکاچ
لوکاچ به دو ویژگی عمده پدیدة شیء وارگی اشاره می کند: اول آنکه این پدیده مختص نظام سرمایه داری است، دیگر آنکه این پدیده علاوه بر بخش اقتصادی در سراسر جامعه- دولت و قوانین گسترش یافته است. شیء وارگی زمانی تحقق می یابد که فعالیت و کار خود انسان به صورت چیزی عینی و مستقل در برابرش قرار می گیرد، در حالی که با انسان بیگانه است و وی آن را بر خود مسلط می یابد.
کار انتزاعی برابر و مقایسه پذیری که فقط در جریان تکامل نظام سرمایه داری پیدا می شود و صرفا در جریان همین تکامل به مقوله اجتماعی بدل می گردد که به صورت عینی اشیا و انسان ها در جامعة سرمایه داری، و بر روابطشان با طبیعت و روابط ممکن انسان ها با یکدیگر در دل جامعه تاثیری قاطع می گذارد. در مسیر تحول فرآیند کار، نوعی عقلانی شدن فزاینده و نابودی صفات انسانی کارگر را می بینیم. کار کارگر تا حد تکرار ماشینی یکشری فعالیت فروکاسته می شود. تا جایی که حتی خصوصیات روانی او نیز از مجموعة شخصیت اش جدا می شوند و در مقابل آن قرار می گیرند و در حد مفاهیم آماری کارآمد تقلیل می یابند. این روند عقلانیت دارای دو ویژگی عمده است:
1. عقلانی شدن باید از تولید اندام وار محصولات کامل براساس پیوند سنتی تجربه های انضمامی کار بگسلد.
2. فعالیت کارگر هرچه کم تر و نظاره گری او هرچه بیشتر می شود. برخورد نظاره گرانه به فرآیند ماشینی که از قوانین ثابت پیروی می کند، فرآیندی که مستقل از آگاهی افراد است و از فعالیت انسان تاثیر نمی پذیرد. انسان ها در پس کارشان محو می شوند، بدین گونه که یک انسان در یک ساعت کار برابر یک انسان دیگر در یک ساعت کار است. واز طرف دیگر کارگران را به ذرات انتزاعی بدل می کند که کارشان دیگر آن ها را متحد نمی کند.
همانگونه که نظام سرمایه داری از نظر اقتصادی همواره به تولید و بازتولید خود در سطحی برتر می پردازد، در جریان تکامل سرمایه داری، ساختار شیئ وارگی نیز هرچه ژرف تر، قطعی تر، حتمی تر در آگاهی انسان ها رسوخ می کند. سرمایه داری شکلی از دولت و نظامی از قوانین را آفریده که با ساختار خودش هماهنگی دارد. عقلانی کردن صوری حقوق، دولت و نظام اداری به لحاظ عینی و واقعی به معنای همان تجزیه تمام وظایف اجتماعی به عناصر سازنده شان است. نوع ویژة دست کاری و بی طرفی دیوانسالارانه، پیروی کامل فرد دیوانسالار از نظامی از روابط میان اشیا، و این نظر او که شرافت و احساس مسئولیت چنین پیروی همه جانبه ای را ضروری می سازند، همه نشان می دهند که تقسیم کار به اخلاق نیز سرایت کرده است.